هیچچیز زیباتر از ادای احترام به شخصیت افراد نیست. فردی که عاشق شماست ، مطمئناً تلاشهای شما را ستایش میکند و با دیدن یک حرکت زیبا از طرف شما رفتاری متفاوت نشان میدهد. پس ، با ارسال نمونه پیامک جملات خسرو شکیبایی به عزیزانتان ، شگفتی آفرین باشید.
50 نمونه پیامک جملات خسرو شکیبایی [جدید]

-
نمونه پیامک جملات خسرو شکیبایی
دیالوگ ماندگار از فیلم بانو خیلی وقته میخواستم بهت بگم، ولی روم نمیشد … راستشو بخوای مث اینکه دیگه ازت نمیترسم، از خودمم نمیترسم … آره … میترسیدم بری، تنهام بذاری، بیچارهام کنی، ولی … میدونم که مقصرم، ولی مجبور شدم … آخ که من چقدر از خودم بدم میاد، بدم میاد …
-
دیالوگ ماندگار از فیلم کیمیا عمری است در سایه سنگی دیوار صبوری کردهام و معنای دوست داشتن را در طعم تلخ از دست دادن دریافتم … شکوه تو کیمیا را در میان آتش و خون به آغوش مادرانهات فشردی پس به حرمت نام عزیز مادر سلام.
-
مردم منو میدیدن میگفتن مخش تکون خورده ولی من به مامانم میگفتم من دلم تکون خورده نه مخم مادرم میگفت: گور بابای مخ تو دلت قد صدتا مخ میارزه، به خدا گفت: به همین زمین قسم گفت: … مادرت نپرسید عاشق کی شدی؟ نپرسید اسمش چیه؟ مادرا که از آدم چیزی نمیپرسن همه چیو خودشون میدونن …
-
جملات خسرو شکیبایی
اوس کریم اونایی که دوست داره رو زودتر میبره … تو رو هم زود برد. دیالوگ ماندگار از فیلم ستاره بود
-
دیالوگ های ماندگار از فیلم اتوبوس شب تا حالا فک میکردم جواب یک زن تنها رو کی میده، حالا فک میکنم جواب بچهشو کی میده. دیالوگ های فیلم اتوبوس شب من نظامی نیستم که فرمانده داشته باشم من فرمانده خودمم … مفهوم؟ دیالوگ های ماندگار خسرو شکیبایی دیالوگ های ماندگار از فیلم “چه کسی امیر را کشت؟” حالا دیگه هر عنتری هم به خودش سرخاب سفیداب میماله میشه مرلین مونرو!
-
نمونه پیامک جملات خسرو شکیبایی
شنیدم کم میخندی … آرزوی امپراتوری داری؟
-
کاش بعضی از آدما حداقل قد نصف ماهی، خاویار داشتن دیالوگ های با معنی
-
من یه آهنگ با ناهار، یه آهنگ با شامم میخورم دیالوگ های زیبای خسرو شکیبایی
-
دیالوگ های ماندگار از فیلم حکم عاشقها آدمای متوسطی هستن که با تعریف کردن از هم خودشونو بزرگ میکنن!
-
جملات خسرو شکیبایی
دیالوگ ماندگار از فیلم دل شکسته یقه قشنگیه .. قدیما بهش میگفتن یقه آخوندی، الان بهش میگن یقه دیپلمات … حالا شما بگو، آخوندامون دیپلمات شدن یا دیپلماتامون آخوند؟
-
خسرو شکیبایی می گفت: بعضی وقت ها روزگار ؛ یکی طوری می سوزونتت که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن، بعضی وقت ها یکی طوری خاموشت میکنه که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن. زمانه ایست که خیلی خیلی ، چیزها آنطوری که بود یا باید باشد نیست.
-
ای کاش یاد بگیریم واسه خالی کردن خودمون کسی رو لبریز نکنیم استاد خسرو شکیبایی
-
نمونه پیامک جملات خسرو شکیبایی
برخی آدم ها تنها به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند تا به ما درس هایی بیاموزند ؛ که اگر می ماندند هرگز آن درس ها را یاد نمی گرفتیم …
-
قدیما بهش میگفتن یقه آخوندی،الان بهش میگن یقه دیپلمات… حالاشما بگو ، آخوندامون دیپلمات شدن یا دیپلماتامون آخوند؟
-
جملات خسرو شکیبایی
حال همه ما خوب است اما تو باور نکن
-
من اعتراض دارم به رنگ سرخ که سوزاننده است، به آبی که سرده، به زرد که رنگ جداییه، به هر رنگی که رنگ روح زندگی توش نیست، چون به عقیده شخص خود من جناب رییس، رنگ روح زندگی سبزه… فقط سبز!
-
نمونه پیامک جملات خسرو شکیبایی
ببین دلخوری، بـــاش.عصبانی هستی، بـــاش.قهری، باش. هر چی می خوای باشی باش ولی حق نداری با من حرف نزنی. فــهمیــــــدی ؟…… دکلمه شعری از گروس عبدالملکیان یادم بده چگونه بخوانم تا عشق در تمامی دل ها معنا شود یادم بده چگونه نگاهت کنم که تردی بالایت در تندباد عشق نلرزد زیبا آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را احساس می کنم آنگونه عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است زیبا چشم تو شعر چشم تو شاعر است من دزد شعرهای چشم تو هستم
-
تا زنده ای در برابر کسی که به خودت علاقه مند کردی مسئولی… خسرو شکیبایی
-
حمید هامون(: آقای رئیس، این خانوم ، این آقا و فک و فامیلاشون دست به دست هم دادن که منو نابود کنن. پاسبان گذاشته سر محل که منو دستگیر کنه… انگار من جنایت کردم. حالا هم باید نفقشو بدم … هم خونه رو بدم ، هم مهریه رو بدم … هم بچه مو بدم ، هم شرفمو بدم . چرا؟ چرا؟ من نمی تونم طلاق بدم؟ من نمی تونم . این زن ، این زن سهم منه، حق منه، عشق منه …
-
برای زیبا زندگی نکردن ؛ کوتاهی عمر را بهانه نکن عمر کوتاه نیست . . . ما کوتاهی می کنیم ! ! ! زنده یاد خسرو شکیبایی
-
از آدمها بُت نسازید…!!! این خیانت است… هم به خودتان ..هم به خودشان…! خدایی میشوند که خدایی کردن نمیدانند…! و شما در آخر می شوید سر تا پا کافرِ خدایِ خود ساخته ” مرحوم خسرو شکیبایی “
-
نمونه پیامک جملات خسرو شکیبایی
آقای رئیس، این خانوم ، این آقا و فک و فامیلاشون دست به دست هم دادن که منو نابود کنن. پاسبان گذاشته سر محل که منو دستگیر کنه… انگار من جنایت کردم. حالا هم باید نفقشو بدم … هم خونه رو بدم ، هم مهریه رو بدم … هم بچه مو بدم ، هم شرفمو بدم . چرا؟ چرا؟ من نمی تونم طلاق بدم؟ من نمی تونم . این زن ، این زن سهم منه، حق منه، عشق منه … من طلاق نمی دم… تو میخوای من اونی باشم که واقعن تو میخوای من باشم ؟ اگه من اونی باشم که تو میخوای ، پس دیگه من ، من نیست . یعنی من خودم نیستم …
-
از آدمها بُت نسازید...!!! این خیانت است... هم به خودتان ..هم به خودشان...! خدایی میشوند که خدایی کردن نمیدانند...! و شما در آخر می شوید سر تا پا کافرِ خدایِ خود ساخته
-
جملات خسرو شکیبایی
برای زیبا زندگی نکردن ؛ کوتاهی عمر را بهانه نکن عمر کوتاه نیست . . . ما کوتاهی می کنیم ! ! !
-
ببین دلخوری، بـــاش.عصبانی هستی، بـــاش.قهری، باش. هر چی می خوای باشی باش ولی حق نداری با من حرف نزنی. فــهمیــــــدی ؟…… دکلمه شعری از گروس عبدالملکیان یادم بده چگونه بخوانم تا عشق در تمامی دل ها معنا شود یادم بده چگونه نگاهت کنم که تردی بالایت در تندباد عشق نلرزد زیبا آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را احساس می کنم آنگونه عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است زیبا چشم تو شعر چشم تو شاعر است من دزد شعرهای چشم تو هستم
-
من اعتراض دارم به رنگ سرخ که سوزاننده است، به آبی که سرده، به زرد که رنگ جداییه، به هر رنگی که رنگ روح زندگی توش نیست، چون به عقیده شخص خود من جناب رییس، رنگ روح زندگی سبزه… فقط سبز!
-
خواب می بینم که در کنار دریا هستم و با عده ای آشنا و غریبه به سویی می روم….انسان از آن چیزی که بسیار دوست می دارد خود را جدا می سازد.در اوج خواستن نمی خواهد… در اوج تمنا نمی خواهد.دوست می دارد اما در عین حال می خواهد که متنفر باشد.امیدوار است اما امیدواراست امیدوار نباشد.همواره بیاد می آورد اما می خواهد که فراموش کند….
-
نمونه پیامک جملات خسرو شکیبایی
برخی آدم ها تنها به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند تا به ما درس هایی بیاموزند ؛ که اگر می ماندند هرگز آن درس ها را یاد نمی گرفتیم ...
-
خسرو شکیبایی می گفت: بعضی وقت ها روزگار ؛ یکی طوری می سوزونتت که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن، بعضی وقت ها یکی طوری خاموشت میکنه که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن. زمانه ایست که خیلی خیلی ، چیزها آنطوری که بود یا باید باشد نیست.
-
ای کاش یاد بگیریم واسه خالی کردن خودمون کسی رو لبریز نکنیم استاد خسرو شکیبایی
-
جملات خسرو شکیبایی
مهربونها تنها مشکلشون اینه که فکر میکنن بقیه هم مثل خودشون مهربونن
-
چه معنی داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه؟! چه معنی داره تو این دنیا کسی تنها باشه؟! چه معنی داره تو این دنیا آدمها یک روز بیان و یک روز برن؟! چه معنی داره تو این دنیا دل بعضیها اینقدر تنگ باشه؟!
-
ببین دلخوری، باش … عصبانی هستی، باش … قهری، باش … هر چی میخوای باشی باش … ولی حق نداری با من حرف نزنی. فهمیدی؟
-
نمونه پیامک جملات خسرو شکیبایی
فرید، بابا … عشق اون نیست که وقتی دیدیش دلت بلرزه .. عشق اونه که وقتی نمیبینیش دلت میخواد کنده بشه …
-
دیالوگ های ماندگار از سریال خانه سبز من اعتراض دارم به رنگ سرخ که سوزاننده است، به آبی که سرده، به زرد که رنگ جداییه، به هر رنگی که رنگ روح زندگی توش نیست، چون به عقیده شخص خود من جناب رییس، رنگ روح زندگی سبزه … فقط سبز!
-
انسان از آن چیزی که بسیار دوست میدارد، خود را جدا میسازد. در اوج تمنا نمیخواهد. دوست میدارد، اما در عین حال میخواهد که متنفر باشد. امیدوار است، اما امیدوار است امیدوار نباشد. همواره به یاد میآورد، اما میخواهد که فراموش کند.
-
خدایا یه معجزه … برای من هم یه معجزه بفرست … مث ابراهیم. شاید معجزه من یه حرکت کوچیک بیشتر نباشه. یه چرخش، یه جهش، یه اینطرفی، یه اونطرفی …
-
تو میخوای من اونی باشم که واقعا خودت میخوای من باشم! اونی باشم که تو میخوای اون وقت دیگه من… من… نیست یعنی من خودم نیستم.
-
نمونه پیامک جملات خسرو شکیبایی
تو میخوای من اونی باشم که واقعا خودت میخوای من باشم! اونی باشم که تو میخوای اون وقت دیگه من… من… نیست یعنی من خودم نیستم.
-
آقای رئیس .. این خانوم، این آقا و فک و فامیلاشون دست به دست هم دادن که منو نابود کنند. پاسبان گذاشته سر محل که منو دستگیر کنه… انگار من جنایت کردم. حالا هم باید نفقشو بدم، هم خونه رو بدم، هم مهریه رو بدم، هم بچهمو بدم، هم شرفمو بدم؛ چرا؟ چرا؟ من نمیتونم طلاق بدم! من نمیتونم. این زن، این زن سهم منه، حق منه، عشق منه …
-
دیالوگ ماندگار از فیلم پری نوشتن یه حال غریبی داره. ذهنو متوجه کاری میکنی که ورای توئه. اینجام نفس یه جوری نابود میشه و این شور و ولوله، این قدم زدنها و یه دفعه یه چیزی به فکرت میرسه، یه فکر میآد تو کلهات، میپری طرف میز و قلم و کاغذ کو؟ کو؟ قلمم کو؟ صبر کن … من هر دفعه خواستم یه چیزی بنویسم، درست وقت بزنگاه قلم نیست … مداد پاککن! ولی قلمم کجاست؟

